اينجا نشسته ام و هنوز مات و مبهوتم که چرا؟ چرا خواستی بهم بفهمونی که اين روزها قرار است که خيلی بهت خوش بگذره؟ چرا؟؟؟؟؟33.gif چون هنوز بهتر از هر کسی می دونی که ديوانه وار دوستت دارم؟!!28.gif می خواستی زجرم بدی؟02.gif باز هم شمال؟!!02.gif نمی خواهم بگويم خسته ام ،خسته ام از اينکه هربار خواستم بودی،دلتنگ بودی و بی قرار نه!!! می دانم که دور می شوم که تو را همين نزديکی ها بيابم ،همين جا،کنار همين خاطره ها که به خيال مهربان تو دلخوشند ،می روم که دليلی برای اين همه علاقه ،اين همه عشق ، برای اين دوستت دارم هميشه که می بينم بيابم . تقصير تو نبود ،تقصير من بود که سراغ سايه را از خورشيد گرفتم و سراغ تو را از وسعت دور درياها،تقصير من بود که برای آمدنت و بودنت فال می گرفتم ،آری همان فالی که هميشه گفتی ،نبايد گره خيال و خاطره را از حقيقت تلخ و نامرد روزمره گی ها باز می کردم ،حال فرض کن تو را تا هميشه از ذهن اتاقم پاک کردم و فرض کن نام تو را از افتتاح نامهُ دلتنگی ها خط زدم ،فرض کن دست دلم را برای هميشه از دست مهربونی هات کشيدم ، آخر توبگو با بی تابی های اين دل بی قرارم چه کنم؟؟؟؟؟؟02.gif باز هم باشد،امشب از همان راهی که آمدم تا مهمان مهربانی هايت باشم به سمت دورترين سواحل گريه بر می گردم،چراغ راهم چشم های روشن توست  و اميدم ، اميد به اين که در پی ام بيايی ،بيايی که تا هميشه واژه های مهربانی ات همراه گريه های شبانه ام باشد،همين!!!!!!!!!!!!!!!!!07.gif

/ 10 نظر / 7 بازدید
لبلا

عشق؛ لمس کردن گرمی دست کسی نيست؛گرمی دادن به دلهايی است که از لذت چگونه عاشق بودن؛ محرومند.

تینا

موفق باشی من اپم بهم سر بزن

رضا

با سلام و درود فراوان بر شما باستحضار ميرساند کلبه درويشي حقير با مطلبي آموزنده .... انسانهاي وارسته و برگزيده .....بروز شده است ...منتظر حضور گرمتان و قدوم سبزتان هستم .. .آرزوي تندرستي و سعادتمندي شما را دارم ...در پناه حق ...... به روز مرگ چوتابوت من روان باشد ...گمان مبر که مرا درد اين جهان باشد .... ترا چنان بنماييد که من به خاک شدم ....به زير پاي من اين هفت آسمان باشد ......

رضا

من گفتم و یارم گفت گفتیم سفر کردیم از دشت شقایق ها با عشق گذر کردیم گفتی وقتی پائیزه همه ای دنیا غم انگیزه با اون برگها که می ریزه گل عشقت نمی ریزه گفتم گل عشقت خزان دیده گل داده تمام دلخوشیش اینه زیر پای تو افتاده گفت و حالا چیه ؟ حالا که گریونه ابرها چی ؟ وقتی از رخ ساحل مجنون دریا چیه؟ گفتم از تو می ترسم یک وقت بری تنها بشم از این هجران از این دوری من هم همدرد ابرها شم گفتا اگر من مردم تو چقدر به من وفاداری؟ عشق را به فراموشی تو چندروزه می سپاری ؟ گفتم تو که میدونی سرخاک تو می میرم ولی تا لحظه مردن دل از تو نمی گیرم گفتی نگفتم دارم از غم عشقت دیونه می شم حالا دیونگی هام تماشا کن گفتم عاشق دیونگی هاتم بلا گردون چشماتم

نيلوفر(باروون بهار)

سلام................... من آپ کردم............... منتظرتم................ حتما يه سر بهم بزن............. باي.................

رنگين کمون

سلام باز هم شب شد و شب زده دست به قلم شکسته اش زد. امتحانها نزديکه. صداشو ميشناسی؟ بعد از امتحان با هم ميريم شمال ميگرديم .چطوره؟ فعلآ به درسها برس

دل شکسته

سلام متنت خيلی بل شور و احساس بود و از ته دل بر اومده بود . وبلاگت زيباست . اميدوارم که با عشقی جديد ، ديدت نسبت به عشق عوض شه و يا حتی بتونی به دوران خوشی بازگردی . البته اين حدس من نسبت به نوشته هايی بود که اينجا خوندم . به کلبه ی خودت سر بزن . هميشه عاشق باشی . بابای

پارسا

عز يز سلام خواستم جوابت رو در يک جمله يا چند جمله بگم ديدم غمت ظا هرا بزرگتر از اينه که با يک جمله و يا چند ........ بتوان سبک کرد

نازنين

همان کاری را که من کردم... همان... بارانی باشی.