قهر

قهر کردی و رفتی تا بدانم ،رفتن را هم همیشه نمی شود ،در خواب خاطره گریه کرد؟

رفتی تا همه بدانند،دختری تنها در امتداد این کوچهُ غریب،تا ابد تنها ماند؟؟؟؟؟؟؟؟02.gif

انگار می دانستی ،که حتی خط و خاطره ات را هم ،

در ازدحام این همه گریهُ بی گاه گم می کنم

حالا به خلوت خواب هایم آمدی که چه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟02.gif

آمدی دستی تکان بدهی و بروی

که فراموش نکنم شکستن غرورم و رفتن بی بازگشت تورا؟؟!!!!!!!20.gif

حالا بیا و به همان بهانه ای که می دانم و می دانی برگرد

دلم برای گفتگوهایت تنگ شده،برای تو،برای آن دقایق ناماندگار

که ما را بی خبر در خواب خاطره ها جا گذاشتندو رفتند

می دانم که می آیی

بیا و به حرمت این لحظه های پرگریه ام برگرد

برگرد و لحظه ای حتی نامهربان کنارم باش

تو که بهتر از هر کسی می دونی چقدر دوستت دارم08.gif

پس چطور می توانی در این شرایط اینقدر مرا بی خبر بگذاری

 و اینقدر نسبت به من بی توجه باشی؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!

می دانم بر می گردی ،و این کابوسها تمام می شود

برمی گردی،مگه نه؟؟؟31.gif06.gif

/ 11 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرداد...

دوست خوب... محبت وعشق، در نهاد هر انسانی وجود داره، اين فقط شرايطه که شکل ابراز عشق رو تحت تاثير قرار ميده... بايد درون خودمان به جستجو بنشينيم... شايد تعادل را از دست داده ايم و عشقمان را می آذاريم... شايد هم آنطور که میپنداريم، دوستمان ندارند ! و ما زورشان ميکنيم که بايد عاشقم باشی چون من عاشقتم! ... خيلی زيبا و روان مينويسی و اميدوارم آسمان دلت آبی و آفتابی بشود...

شاهين

سلام . وبلاگتون زيباست .. يه تيکه اش هم منو ياد باباطاهر انداخت که می گه : تو که با ما سر ياری نداری چرا هر نيمه شب آئی به خوابم . فقط برای من خيلی ناراحت کننده است که نويسنده وبلاگ هيچ اسم و نشونی از خودش نذاشته باشه ... حتی به دروغ !!‌ خوش باشين ..

●•▪ مرجان ▪•●

تو منو گذاشتی رفتی .. . توی روزگار وحشی .. . توی کوچه های غربت .. . دنبالم حتی نگشتی ..! . نوشتت منو یاد این شعر انداخت ولی خدا کنه اينجوری نشه .. هر جوری دوست داری بشه .. حتماْ بر می گرده ، چون تو می خوای که بر گرده .. . بدرود!!!

* دختر عاشق *

سلام قطعا لیاقت عشقمو داره نيستي كه ببيني چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاري است چگونه عكس تو در برق شيشه ها پيداست چگونه جاي تو در جان زندگي سبز است

* دختر عاشق *

مرسی که اومدی پيشم ... بازم بيا اگه عاشقی گناهه، ما همه غرق گناهيم ميون اين همه آدم، يه غريب و بي پناهيم تو ببين به جرم عشقت‌، پرپروازم و بستند تو نديدي من مغرور چه بي صدا شكستم

تينا

اي كاش مي توانستم شبي سوار بر مركبي تيز پا تا آن سوي ثانيه ها بتازم و آينده را بنگرم و مطمئن شوم كه تو در كنارم هستي و ميوه محبت را همچنان از سوي دلت مي چيدم. كلبه تاريك دلم همچنان با نور چشم تو روشن مي گردد محبت را به دل دادن صفاي جان مي خواهد به ياد يكديگر بودن دل بي كينه مي خواهد موفق باشی ممنون از لطفت

انوشه

دستهايت را که باز کنی من می بارم در تو...به همين سادگی.می دونی دختر فهميدم که عاشق نيستی...

مینو بدیعی

با سلام کسی که قدر اينهمه عشق واقعی را نداند بايد به سادگی رهايش کرد . چه فايده نشستن زير تند باد اندوه که کسی از راه برسد .به قول حافظ شيرازی بر در ارباب بی مروت دنيا چند نشينی که خواجه کی به درايد

حامد

عاشقي يه چشم ميخواد براي خوندن خط به خط كتاب دل معشوق ، عاشقي پايي ميخواد براي دويدن به هر كجا يي كه معشوق هست ، عاشق صدايي ميخواد براي خواندن از عشق ؛ هر چقدر هم كه بد باشه