فاصله

برای دلم نیست .....

که من بخاطر تسکینش

ترا نگریسته ام

هم اینگونه که تحمیلت نباشم

حرفیست

اتاقم را به شکل فراموشیت

رنگ کرده ام

به بی رنگی

بی خیالی

و چقدر فاصله اتاقم را پرکرده است.گریه

/ 7 نظر / 7 بازدید

سفر بیخطر

رژانو

سلام فاصله خیلی بده و...... مرسی از حضورت در هزار و یک شب[گل]

بابک

میخوای بری میدونم میری نتونستی ریسک کنی و بمونی نمیدونم چی میشه هر چی خیریته خدا میدونه شاید این راه بهتر باشه

بابک

روزي مردي عقربي را ديد که درون آب دست و پا مي زند، تصميم گرفت عقرب را نجات دهد اما عقرب انگشت او را نيش زد. مرد باز هم سعي کرد عقرب را از آب بيرون بياورد اما عقرب بار ديگر او را نيش زد. رهگذري او را ديد و پرسيد : چرا عقربي را که نيش مي زند نجات ميدهي؟ مرد پاسخ داد: اين طبيعت عقرب است که نيش بزند ولي طبيعت من اينست که عشق بورزم برات متاسفم تو با تهمتات خودتو بد بخت میکنی دست علی به همرات

بابک

خیلی کوچیکی سعی کن بزرگ باشی و بزرگ منش و خوب ببینی