تنها جراحت پايدار،جراحت رنجی است که از متحول نشدن خود می بريم.

اگر خیلی وقته ننوشتم برای اینه که:

مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز

                                                       ورنه در مجلس رندان خبری نیست که نیست .

از چی بنویسم؟از اینکه وقتی مادرم کبودی پام را دید پرسید این چیه و من به دروغ گفتم یکی از دوستام محکم زده روی پام و اون هم کلی عصبانی شد که عجب آدمی بوده بگو کیه که من بهش زنگ بزنم بگم این دیگه چیه شوخی بوده؟

چرا دروغ؟؟؟

اخه کی باورش میشه اگر بگم کسی که لقب دوست پسر بهش دادم  و با همهُ اذیت ها و بی محلی ها و حتی توهین و مسخره کردن هاش بازم نسبت بهش وفادار موندم آخرش بهم لقب داد ....... و با کمربندش این کبودی را درست کرد؟!!!!!!!!!اسفناک تر اینکه حتی به زبان هم عذر خواهی نکرد !!!!!!!!!!!!!!!

شاید بعد از بلای قبلی سزای دوست داشتن چندین سالم این بود؟شاید هم معرفت پسرها بیشتر از این نیست !!!!!نمی دانم ،فقط می دونم این کبودی  هم داره کم کم از روی پام محو میشه ولی زخم دلم چی؟کاری که با احساسم کرد چی؟

شاید وقتی امید را ازم گرفت اصلا فکر نکرد که این تنها  چیزی است که دارم 02.gif

به هر حال

من آن مرغم که افکندم به دام صد بلا خود را      

                                         به یک پرواز بی هنگام ،کردم مبتلا خود را

نه دستی داشتم بر سر،نه پایی داشتم در گل

                                        به دست خویش کردم ،این چنین بی دست و پا خود را

چنان از طرح ناپسند خود گریزانم     

                                    که گر دستم دهد از خویش هم سازم جدا خود را 46.gif

/ 31 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مريم حقيقت

سلام ،به روزم با پرواز22اسفند1385والبته کلی بار اضافی!بالهایت آماده است!پرواز می کنی؟یا علی

**..,venouse..**

تو مرا باور کن کاش درها باز بود کاش میشد به در بسته دلی مشتی از مهرو محبت بزنی کاش میشد به حقیقت فهمید پشت این ویرانی چه کسی با تو سخن میگوید کاش میشد که به خود وعده دهی در دلها باز است در لجن زار فریب لاله میروید باز کاش میشد به تمنای خیال وسعت نور دلی را فهمید که به خود وعده دهی نور عشقش زیباست

بهزاد

سلام واقعا چقدر حرفاتون با هم فرق داره ولی اونجا کاملترشو خوندم

ساری

واقا چر اين کارو کردی

مازيار

حرفات آدمو ميکشه آزار ميده هر پسری که بشنوه ميخواد طرفتو با ستهای خودش خفه کنه ولی وقتی يکی داستان شما رو کامل بدونه ميتونه بفهمه که سه سال چه صبری داشته چقدر هم کوتاه اومد بدبخت فکر نمکنی حقت بيشتر بوده و کوتاهی کرده

عليرضا رحمان طلب

سلام دوست زخم خورده! از خواندن وافعه اسفناکی که نگاشته بودید، به شدت ناراحت شدم.در زمانه ای که کتک کاری زیر یک سقف امری مذموم و نفرت انگیز شمرده می شود،شما تجربه ای منفور تر را از سر گذراندید. متاسفم. اما این واقعه چشمان شما را به حقیقتی بزرگ باز کرد. اینکه در انتخاب شریک زندگی خود فوق العاده دقت کنید. اگر به این رابطه به هر دلیلی ادامه دهید، آنوقت تقصیر را از خودتان بدانید نه از دیگری.

ژاله

اگر جه هیچ چیز نباید انسان ها را از هم جدا کند اما خورشید و ماه تا کنون این کار را بسیار کرده اند . به روزم

چله نشين تو شدم........ من آپم.....تا بعد

حامد

دوست من سلام . از اینکه به من سر زدی و اولین کسی بودی که از وبلاگ من دیدن کردی ممنونم . وبلاگتو خوندم و از جملاتی که نوشته بودی سخت درهم شکستم . آخه منم چنین دردی را متحمل شدم . واسه همین متن زیر رو واست می نویسم . بازم به من سر بزن . زندگي 2 روز است...يک روز برا تو و يک روز عليه تو......روزي که براي توست مغرور نباش.......روزي که عليه توست صبور باش.....چون هر دو روز مي گذرد و چون مي گذرد غمي نيست **** زندگي به چند چيز پايدار است: اميد، صبر و گذشت. کسي که هر يک از اينها را داشته باشد هرگز فرو نمي ريزد بای ........

حامد

زندگي 2 روز است...يک روز برا تو و يک روز عليه تو......روزي که براي توست مغرور نباش.......روزي که عليه توست صبور باش.....چون هر دو روز مي گذرد و چون مي گذرد غمي نيست **** زندگي به ? چيز پايدار است: اميد، صبر و گذشت. کسي که هر يک از اينها را داشته باشد هرگز فرو نمي ريزد