<انتها - شب نشین تو شدم

شب زدگی
۱۳۸٤/٩/٢۸
انتها

به انتهای اين ترانه ها رسيده ام

در اين نهايت

نه تو را ديدم ، نه رويا را

نه باران آمد،نه بادی حتی

که گردی از شعرهای رسيده تو را

به ترانه های کال من

تعارف کند تو کجايی آخر؟؟!!!!

چرا من را نمی بينی ؟!!!!!

چرا صدايم را نمی شنوی؟!!!

تا به کی؟!!!!!

 

پرنیا

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]