<من دیوانه - شب نشین تو شدم

شب زدگی
۱۳۸٧/٧/٧
من دیوانه

باشد این بار هم ،همانند هزاران بار دیگر

چشم هایم را سفت می بندم

تا که نگذارم شود جاری ،هزاران قطرۀ اشکم

اگر تو چینین خواهی شوم

دور از حقیقت

باشد،  این بار نیز نمی گریم .

منی که خنده هایم

مولود بغض است و با

یک ناله می میردناراحت

همه گویند جدی یا که با خنده

که تو دیوانه ای

خوب میدانم خوب ؛ آری

من دیوانه ام .اما همیشه پرسشی را در حسرتم

که :« چرا دیوانه ای؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟»

آخر من خوب میبینم ، خوب

و هر کس خوب می بیند

ناگزیر دیوانه خواهد شد.

پرنیا

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]